شمس سراج عفيف
257
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
ميان علماى دين و مشائخ اهل يقين اختلافات بينهايات است هريكي باجتهاد خويش از آثار انوار كثرت درك بيش قولي مخالف قولي ميگويند - چون اين چنين حركات « 2 » ميان مصليان با بركات پديد آيد و بديشان معلولي رخ نمايد به مجرد آنكه آواز طاس گهرياله به گوش « 3 » ايشان برسد جمله عالم را معلوم شود كه اينقدر روز گذشته است و اينقدر مانده - وقت ظهر درآمده و يا گذشته - هيچ شبه در اوقات ظهر و عصر نماند - منفعت سيوم آنست چون صاحبان نماز تهجد براي اداي نماز تهجد برخيزند و قياس شب معلوم نشود در تردد افتند - و نماز تهجد بر پيغامبر ما صلي الله عليه و سلم فرض بود - كما قال الله تعالى فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً - و سنت است بر امت پيغامبر عليه الصلاة و السلام - اگر « 4 » مومني تهجد اختيار كند ( و وقت تهجد آنست كه چون شب از نيمه چيزي زيادت گذشته باشد ) چون صاحب نماز تهجد براي تهجد برخيزد و قياس شب معلوم نشود در تردد افتد - چون آواز طاس گهرياله در گوش او برسد شبه از دل او برخيزد - منفعت چهارم آنست كه براي شناختن سايهء اصلي مر مصليان را حاجت كليست - و درين مسئله ميان علما اختلاف جبليست - بلكه « 5 » علما گويند كه دانشمند كامل حال كسيست كه او چهارده علم خوانده باشد و علم نجوم داخل اين چهارده علوم است - و شروع كردن در علم نجوم
--> ( 2 ن ) اوقات * ( 3 ن ) در گوش * ( 4 ن ) نقلست اگر آة * ( 5 ن ) ملك علما *